خبر آمد كه دگر باره كمين كرده عدو
فوج سرباز مسلح به ره آورده عدو
چاووشي بانگ بزد بار سفر بربنديد
عزم ره كرده ودستار به سر بربنديد
پايمان نيست مگر بهر رسيدن به هدف
دست داريد اگر دشنه بگيريد به كف
دست اگر هست واگر نيست علمدار هستيم
ما همه پرچم غيرت به سردارهستيم
چشم كفتار عداوت به زمين خوردن ماست
جمله موجيم كه آسودن ما مردن ماست
اي برون رفته ي از قافله عشق بيا
تومترس از ره پر غائله عشق بيا
هركه در بند زمانه است بماند بي ما
هر كه پابسته خانه است بماند بي ما
بسيجي ترين شاعر اين روزگار ابوالفضل سپهر